الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

402

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اما براى اينكه جايى براى كوچكترين ترديد براى دعوت او نماند از اين توانايى استفاده نمىكرد . و اينكه بعضى گفته‌اند توانايى بر خواندن و نوشتن ، كمالى محسوب نمىشود ، بلكه اين دو علم كليدى براى رسيدن به كمالات علمى هستند نه علم واقعى و كمال حقيقى پاسخش در خودش نهفته است ، زيرا آگاهى از وسيله كمالات خود نيز كمالى است روشن . ممكن است گفته شود در دو روايت كه از ائمه اهل بيت ع نقل شده ، صريحا تفسير « امى » به درس نخوانده ، نفى گرديده است ، و تنها به معنى كسى كه به « ام القرى » ( مكه ) منسوب است ، تفسير شده ( 1 ) . در پاسخ مىگوئيم يكى از اين دو روايت به اصطلاح « مرفوعه » است و سند آن فاقد ارزش ، و روايت دوم از « جعفر بن محمد صوفى » نقل شده كه از نظر علم رجال شخص مجهولى است . و اما اينكه بعضى تصور كرده‌اند كه آيه دوم سوره جمعه يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِه وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ و آيات ديگرى كه به اين مضمون است ، دليل بر آن است كه پيامبر ص قرآن را از روى نوشته بر مردم مىخواند كاملا اشتباه است ، زيرا تلاوت هم به خواندن از روى نوشته گفته مىشود و هم به خواندن از حفظ ، كسانى كه قرآن يا اشعار يا ادعيه را از حفظ مىخوانند ، تعبير به تلاوت در مورد آنها بسيار فراوان است . از مجموع آنچه گفتيم چنين نتيجه مىگيريم كه : 1 - پيامبر ص به طور قطع ، نزد كسى خواندن و نوشتن را فرا نگرفته بود ، و به اين ترتيب يكى از صفات او اين است كه نزد استادى درس نخوانده است .

--> ( 1 ) تفسير برهان جلد 4 صفحه 332 و تفسير نور الثقلين جلد 2 ص 78 ذيل آيه مورد بحث .